
با صبا بحث را آغاز كنيم يا استقلالاهواز؟
فكر ميكنم اگر با صباباتري بحث خودمان را شروع كنيم، بهتر باشد.
حضورتان در صباباتري با چراغ خاموش و بيسروصدا انجام شد.
بهواقع بحث صبا مربوط به حضور تيمسار ملاحي بهعنوان مديرعامل باشگاه است. با توجه به حسن همكاري ما در ادوار گذشته، تيمسار به من پيشنهاد همكاري را داد كه من به اين خاطر نهايت تشكر را از ايشان دارم. من هم با توجه به شناختي كه از بابت راحتي همكاري با ايشان داشتم، دعوت تيمسار را قبول كردم و از روز سهشنبه استارت همكاري با ايشان را زدم. متعاقب اين دعوت در قم حاضر شدم و با مسئولان عاليرتبه در آنجا ديدار داشتم كه استاندار قم با رهنمودهايشان ما را دلگرم كرد و پس از آن هم با مديركل تربيتبدني و رياست هياتفوتبال ديدار كردم. از حضور آقاي حاجيزاده بهعنوان معاونت سياسي- امنيتي قم هم كه خودشان از ورزشكاران قديمي هستند بايد نام برد. در كل راه را براي همكاري مناسب ديدم. با توجه به اينكه مذاكرات شما با صبا علني نبود، بعد از اعلام اسم شما بهعنوان سرمربي خيليها عقيده داشتند كه مسئولان باشگاه، گلمحمدي را دور زدند؟يحيي سال گذشته هم در تيم صبا بهعنوان بازيكن مشغول كار بود. بنابه دلايلي چهار، پنج هفته آخر فصل بهخاطر مشكلاتي كه دقيقا حضور ذهن ندارم، بهخاطر كسوتي كه داشت و امكان جابهجايي مربي در باشگاه وجود نداشت، بنابر قانوني كه در فوتبال است، بهعنوان كاپيتان تيم عهدهدار اين مسئوليت شد تا چند بازي پاياني هم برگزار شود. من هم حدود چند روز پيش وقتي كه قرار بود به تيم جديدي بهغير از صبا بروم، از او بهعنوان يك بازيكن دعوت به همكاري كردم، او هم با كمال ميل قبول كرد. بعد از اين جابهجايي و حضورم در صبا از ايشان خواستم تا بهعنوان بازيكن در خدمتش باشيم، او هم قبول كرد و روز چهارشنبه تمريناتش را با تيم شروع كرد.
با چه هدفي مسئوليت صبا را برعهده گرفتيد؟
هدف ما در ابتدا بهدليل حضور صبا در شهرستان قم بود، چون من دوستان بسيار خوبي در اين شهرستان دارم كه در راس همه مرجع تقليد من آقاي خوانساري است كه آرزوي طول عمر و سلامت را براي ايشان دارم، مردم شريف قم دليل دوم من بودند كه به عقيده من مستحق خدمت هستند. كار كردن در جوار حرم حضرت معصومه (س) هم كه لطف ويژهاي دارد. دليل بعدي حضور اين تيم در جام باشگاههاي آسياست كه در قسمت اول صحبتهايم هم گفتم كه با توجه به تجربه تيمسار و خودم در پاس در رقابتهاي آسيايي تصورم اين است كه شرايط مناسبي را فراهم ميكنيم.
پيش از آنكه به صبا بياييد، عقيده داشتيد كه اين فصل به تيمي ميرويد كه هدفش قهرماني باشد؟
نه! نه! قول قهرماني نميدهم، چون كه خيلي دير شروع كردم، شايد اگر 20 روز زودتر تيم را گرفته بودم، خيلي قولها ميدادم، اما در حالحاضر تنها سه هفته به شروع مسابقات مانده و تازه تيم ما فراخوان زده و براي آوردن بازيكن ليگبرتري و طراز اول دير شده و ما بهطور ملموسي نسبت به رقبا از برنامه كاري عقب هستيم، اما ما هم در حالحاضر نااميد نيستيم. بازيكنان علاقهمند به همكاري را در فرصت باقيمانده جذب ميكنيم، هرچند كه بايد اعتراف كنم خيلي از بازيكنان خوب من كه سابقه همكاري با آنها را داشتم و ميتوانستند به تيم من كمك كنند، متاسفانه همه جذب تيمهاي ديگري شدند. حالا اميدوارم با داشتههاي فعلي جاي خالي آنها را پركنيم و حضوري پرقدرت در ليگ داشته باشيم.
فصل گذشته هم بهخاطر اينكه خودتان تيم استقلال را نبسته بوديد، به مشكل برخورديد، اما دوباره اين تجربه را در صبا تكرار كرديد.
به عقيده من اين دو تجربه با هم كاملا متفاوت است. در حالحاضر اول فصل است و هنوز شخصيت تيم در هيچسويي شكل نگرفته و در درجه دوم در همين بازار باقيمانده نقل و انتقالات ما ميتوانيم شركتي مقتدرانه داشته باشيم ضمن اينكه ميتوانم شكل فني تيم را با همين پتانسيل با خواستههاي خودم شكل دهم. شكل اوليهاي را براي تيم ترسيم ميكنم كه دو شكل نشود. شرايط حضور ساير تيمها در تقابل با صبا هم كاملا شرايط كار را عوض ميكند.
حالا كه مربيگري در استقلال را تجربه كرديد، همه تيمها با انگيزه مضاعفي مقابل تيم شما قرار ميگيرند. مثل فصل گذشته قلعهنويي در مس.
شايد! ولي بههرحال اين انگيزه با توجه به قهرماني پاس در آسيا از سال 1993 بهواقع شروع شده بود. زماني كه ما تمام جامهاي ممكن را فتح كرده بوديم. (ميخندد...) حالا شايد اين انگيزه مضاعف شده حضور در تيم استقلال تجربه خوبي بود كه اين انگيزه را در رقبا حس كنم. از اينكه در استقلال ضربه خوردم، نميتوانم خوشحال باشم. طبيعي هم هست، اما از اينكه از دوست ضربه خوردم، خوشحالم. بههرحال ضربه ديدن از استقلال هم لطفي دارد. حيف از شرايطي كه فراهم شد و موقعيتي كه بهدست آمد، اما سودي عايد دو طرف نشد!
با اين تفاسير اگر به شب جشن معارفه شما در باشگاه استقلال برگرديم، چه تصميمي ميگيريد؟
اگر به آن شب برگردم هرگز از خانه بيرون نميآيم! پشيمان نيستم از اينكه به استقلال آمدم! پشيمانم از اينكه در آن مقطع و با آن شرايط آمدم، شايد پسلرزه ضربهاي كه من از حضور غيرمتفكرانهام در استقلال خوردم، تا ساليان سال من را آزردهحال كند! ولي دوراني بود كه گذشت، شيرين بود از اين لحاظ كه در كنار استقلال بودم و تلخ از اين بابت كه نتوانستم خواستههاي طرفداران، مديريت، اعضاي هياتمديره و ساير دوستان را برآورده كنم، جا دارد كه همينجا از اصغر حاجيلو و اعضاي كادرفني كه در طول آن مدت همهگونه همكاري را با من داشتند، نهايت تشكر را داشته باشم.
فيروز كريمي با سروصدا و همراهان فراواني به استقلال آمد، اما بعد از آن هميشه تصوير شما بهعنوان يك مربي تنها در ذهنها ماند؟
من در استقلال دوران مصدوميت را گذراندم. حنجرهام در شروع كار آزارم ميداد. مشكلات داخلي اذيتم ميكرد. بعد از آنها پارگي عضله پا من را آزرد. شايد علت نيمكتنشيني من اين بود، اما اگر نگويم تنها بودم، جزو معدود مربياني بودم كه از رفتنم و جدا شدنم از استقلال خوشحال بودم! بهدليل اينكه به اين نتيجه رسيدم تيم ميتواند بدون من راحتتر كار كند، يا جملهام را عوض كنم بگويم با احتساب اينكه حدس زدم اگر من جدا شوم، استقلال ميتواند سرافراز شود. با كمال ميل اين كار را انجام دادم. هرچند كه بهعنوان يك مربي فكر ميكنم تنها كسي بودم كه با ذوق به استقلال آمدم و با شوق سرافرازي استقلال هم اين تيم را ترك كردم.
آقاي قلعهنويي در يكي از مصاحبههايش پس از قهرماني استقلال معتقد بود كه به فيروز كريمي در تيم ظلم شده، چون او بدون آشنايي با جو استقلال به اين تيم آمده؟
كاملا درست گفته! از لطف آقاي قلعهنويي به هنگام برگشت و فتح جام تشكر ميكنم. بهنظر من اين جام با درايت ايشان براي استقلال حادث شد و خدا را شكر ميكنم كه مربي كاربلد و صاحبسبكي در صدر استقلال قرار گرفته. قلعهنويي جزو مفاخر فوتبال ايران است و ما بايد قدر او را بدانيم. با نظريه ايشان موافق هستم، روزي كه فيروز كريمي به استقلال آمد، شناخت كافي از شرايط كار در تيمي مثل استقلال را نداشت و شايد اگر يك روزي دوباره به استقلال برگردم، دچار اين معضلات نشوم!
بازيكناني مثل مجتبي جباري، فرهاد مجيدي، عباس آقايي و خيلي از كساني كه روزي شاگرد شما بودند، عقيده دارند كه فيروز كريمي از لحاظ فني بالاتر از مربيان داخلي است، اما او در استقلال نتيجه نميگيرد، چرا؟
در استقلال تمرينات خوب و سطح بالايي انجام دادم. بچهها هم خيلي تلاش كردند در مقطعي كه من در استقلال بودم. بچههاي تيم ما خيلي مظلوم بودند. ما بهدليل مقدرات زمانه مشمول بيمهري شديم. يك مقدار هم مشكلات داوري روي كار ما تاثير منفي گذاشت. مصدوميتهاي عديده در روند پيشرفت تيم تاثير منفي گذاشت، اما كساني كه در تيم سالم مانده بودند، تمام تلاششان را كردند تا سختيها را پشتسر بگذارند. نحوه عدم نتيجهگيري در استقلال را به مقدرات واگذار ميكنم. تقدير و سرنوشت در استقلال به اين سبك و سياق بود، ما كه راضي هستيم به رضاي خدا و در نهايت هم بهعنوان كسي كه در استقلال خدمت كرد، مراتب خوشنودي خودم را از فتح جام اعلام ميكنم.
خيليها عقيده داشتند كه برخورد نظامي محور شما باعث شده تا كريمي در تيمي مثل استقلال نتيجه نگيرد؟
نه، نظم و ديسيپلين در تمام تيمهاي من بوده. من شرايط درون زمينم هنگام تمرين و مصاحبه با شخصيت اجتماعيام كاملا متفاوت است. شايد دو شخصيت كاملا مجزا باشد، به عقيده من اعمال نظم و ديسيپلين نميتواند باعث ناهنجاري در تيم باشد، چون در هر بازيكني نظم و انضباط وجود دارد و اين مساله در مورد تيمها كوچكترين تفاوتي نميكند، اما با اينكه بچههاي ما زمان حضور من در استقلال بهدليل نظم و انضباط، بهترين تيم ليگ بودند ولي يك مقدار عدم نتيجهگيري باعث برداشتهاي غيرمنطقي شد.
چقدر با اين حرف موافقيد كه بازيكنان استقلال نخواستند كريمي نتيجه بگيرد؟
بازيكنان تمام تلاششان را كردند من نتيجه نگرفتن تيم را متعلق به مقدرات ميدانم. ما خيلي بدشانسي آورديم چون تكتك بچهها تلاش كردند. هركس در جايگاه خودش موجودياش را خرج كرد. تمام تلاشش را كرد و اگر مشكلي بوده هم از جانب بازيكنان نبوده!
بعد از جدايي از استقلال معتقد بوديد كه سلطان زمين هستيد، اما از حاشيه هيچ سررشتهاي نداريد؟
اتفاقا در مسائل حاشيهاي شبان هستم. فيلم سلطان و شبان كه يادتان هست. (ميخندد...) من بهدليل عدم اطلاع از مسائل حاشيهاي چوب اصلي را از حاشيه خوردم. مسائل حاشيهاي به ما در استقلال تحميل شد كه فرار از آن امكانپذير نبود. به همين بسنده ميكنم كه اگر تجربه تقابل با حاشيه را داشتم، شايد اين نتايج را كسب نميكردم!
چقدر با باند بازيكناني مثل مجيدي و قرباني يا جوسازي قلعهنويي براي بازگشت به استقلال در آن مقطع زماني موافق هستيد؟
من چنين مسالهاي را قبول ندارم!
ميتوانيم شكست شما در استقلال را سرآغازي در تحولي جديد در فيروز كريمي بدانيم؟
به لحاظ روحي تا يك مدت اين مساله تاثير منفي روي من گذاشت. كتمان نميكنم كه دوست نداشتم اين تجربه تلخ را در استقلال داشته باشم. بعد از اينكه از استقلال جدا شدم، هميشه با خداي خودم راز و نياز كردم كه چرا من؟ و چرا استقلال؟ چرا استقلال من؟ چرا استقلال و من با هم؟ خيلي دلم سوخت! ميدانيد بعضي از صحبتها مطبوعاتي نيست، با دل است. وقتي كه چيزي با دلت باشد، نميتواني آن را بازگو كني. خيلي شبها غصه خوردم براي خودم و استقلال، بهنظر من روزگار به جفتمان جفا كرد. حق استقلال من اين نبود! بيش از 20 سال زحمت كشيدم. زحمتي كه اكثرا توام با افتخار و سرافرازي بود. دوست داشتم اگر قرار بود تنبيهي هم چرخ روزگار برايم در نظر گرفته بود، در اين تيم نباشد، اما بههرحال تسليم مقدرات هستم و معتقدم كه خدا استحقاق بزرگي را در استقلال به من نداد.
چقدر به اين مساله اعتقاد داريد كه شايد زمان آن نرسيده بود؟
ميدانم... شايد زمانش نبود. شايد هم كفايت و لياقتش هنوز در ما حادث نشده بود، اما هرچه بود به پايان رسيد و من براي استقلال با تمام فاكتورها و مميزاتش آرزوي سرافرازي ميكنم.
قبول داريد كه فيروز كريمي با همان شوخطبعي هميشگياش به استقلال آمد، اما به مرور زمان تغيير رويه داد؟
شايد بار مسئوليت مقابل ميليونها نفر دلسوخته روي من تاثير منفي گذاشت. انصافا من يك آن خودم را از بار مسئوليت جدا نكردم. من در استقلال هميشه سعي كردم قبح باخت را همراه داشته باشم، شايد هم بيش از حد اين مساله روي من تاثير گذاشته بود.
تيمهاي فيروز كريمي هميشه مقابل استقلال و پرسپوليس زيباترين نمايش را داشتند، اين اتفاق در صبا هم تكرار ميشود؟
مسلم است. خوشبختانه در سه، چهار هفته اول ما با هيچكدام از اين تيمها بازي نداريم و اين زمان به ما فرصت ميدهد كه زماني را كه پيش از فصل براي هماهنگي تيم نياز داشتيم را پر كنيم و تاكتيك موردنظرمان را در صبا جا بيندازيم. بهغير از نتايج بازي، قول ارائه بازيهاي زيبا را به شما نويد ميدهم.
نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387 توسط سلمان
| لينك ثابت |